تبليغاتX
کبوتر


کبوتر

باران با ترنم بارید



عمر را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت!
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 18:35 توسط م| |

خواب دیدم یه ماهی قرمز فوق العاده زیبا توی یه تنگ آب می دن دستم و می گن این برای شماست و بعد گفتند این زیباترین ماهی هست که قسمت شما شده. تصمیم گرفتم قالب وبلاگم تا یه مدتی ماهی باشه تا ببینم تعبیرش چی میشه.البته این خواب رو مشهد بودم دیدم.
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 15:5 توسط م| |

الان سر کار هستم. چه بارونی میاد.بوی خاک باران خورده در کنار منظره حیاط دانشکده فنی دانشگاه و صدای ارام موسیقی که صدای تار زدن مردی ۷۰ ساله هست انسان را اسمانی می کند.جای همه خالی.

قرار بود از سال جدید به ساختمان مرکزی در خیابان بلوار بروم با ساعت کاری  ۱۴:۳۰-۸

ولی دفتر بین الملل گفته بوده که کارمند خوب ما رو اونجا نبرین و از طرفی هم اون شخصی که می خواسته بیاد جای من این کار براش کمی سخت بوده به هر حال خدا اینگونه خواست که الان حس آسمانی داشته باشم و من هم بر این راضی هستم.

نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 19:3 توسط م| |

نوشته شده در جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 20:23 توسط م| |

و سبزه امسال در حیاط  بارگاه امام رضا گره زده شد و من خوشحام.
نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 19:28 توسط م| |

من فردا دارم می روم مشهد. دوباره دعوت شدم . و من خوشحالم.

نوشته شده در شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 13:49 توسط م| |

امسال با دعای توسل در حرم امام رضا (ع) آغاز شد.

و من خوشحالم .

نوشته شده در چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 17:57 توسط م| |


Design By : Night Skin