کبوتر
باران با ترنم بارید
پی نوشت۱: وقتي ميخواهي برايت پيش خدا دعا كنم نميگويم هيچوقت آسمان دلت ابري نشود براي اداره كردن خويش ، از سرت استفاده كن براي اداره كردن ديگران ، از قلبت در آن لحظه که کبوتران آسمان برای کبوتران زمین دعا می کردند در آن لحظه که قلب های پدر و مادرمان بعد از سالها زحمت پر از شادی و تپش بود در آن لحظه که فرشتگان آواز عشق می خواندند در آن لحظه.... قران را با هم باز کردیم و بر روی صفحه اول آن چنین نوشتیم : "در شب میلاد حضرت معصومه از خداخواستاریم که در تمام مراحل زندگی یاور ما باشد" ۸۸/۷/۲۷ و در آن لحظه که آقا جملات مخصوص شادمانی را می خواند......... من و او آیه های قران را با هم زمزمه می کردیم و در سکوت دلنشین آن لحظه تنها ستایش پادشاه عالم دلمان را آرام می کرد و در آن لحظه که صدای شادی و هلهله کبوتران آسمان به گوش رسید برای همه دعا کردیم. پی نوشت ۱: بخشیدی به من زندگی. یادم دادی که صداقت هنوز زنده هست.فهماندی که خودسازی می تواند تمام جامعه را بسازد.فراموش کردی اشتباهاتم را. خندیدی عاشقانه. نگاهم کردی صبورانه و در آخر گفتی بعد از خدا مرا می پرستی. تو را دوست می دارم. امام حسين (ع) : هر كس اين پنج چيز را نداشته باشد از زندگي خود چندان بهره اي نمي برد: عقل ، دين ، ادب ، حيا ، خوش خلقي سلام خدا، ما را با قران زنده بدار و با آن بمیران و با آن محشور فرما. این روزها اینقدر کارها به هم گره خورده و هر روز یه اتفاق جدید که در اوج به صفر می رسی و در اوج دیگر پا در هوا و نه مقاله علمی و نه نصیحت و نه صحبت ... هیچ چیز اثر ندارد و آن چیزی که آرامم می کند فقط قران است. با قران آرام می شوم از بچگی همین طور بودم.
موسی روزی در هامبورگ با تاجری آشنا شد كه دختری بسیار دوست داشتنی به نام فرومتژه داشت.
موسی در كمال ناامیدی، عاشق آن دختر شد، ولی فرمتژه از ظاهر و هیكل از شكل افتاده او منزجر بود .
زمانی كه قرار شد موسی به شهر خود بازگردد، آخرین شجاعتش را به كار گرفت تا به اتاق دختر برود و از آخرین فرصت برای گفتگو با او استفاده كند.
دختر حقیقتاً از زیبایی به فرشته ها شباهت داشت، ولی ابداً به او نگاه نكرد و قلب موسی از اندوه به درد آمد.
موسی پس از آن كه تلاش فراوان كرد تا صحبت كند، با شرمساری پرسید :
-آیا می دانید كه عقد ازدواج انسانها در آسمان بسته می شود؟
دختر در حالی كه هنوز به كف اتاق نگاه می كرد گفت :
-بله، شما چه عقیده ای دارید؟
-من معتقدم كه خداوند در لحظه تولد هر پسری مقرر می كند كه او با كدام دختر ازدواج كند.
هنگامی كه من به دنیا آمدم، خداوند به من گفت :
»همسر تو گوژپشت خواهد بود .«
درست همان جا و همان موقع من از ته دل فریاد برآوردم و گفتم:
«اوه خداوندا!گوژپشت بودن برای یك زن فاجعه است.لطفاً آن قوز را به من بده و هر چی زیبایی است به او عطا كن .«
فرومتژه سرش را بلند كرد و خیره به او نگریست و از تصور چنین واقعه ای بر خود لرزید .
او سالهای سال همسر فداكار موسی مندلسون بود .
آخر دلي كه ابري نشود آسمانش قشنگ و تروتازه نميشود
اما دعا ميكنم گاهي اوقات و به اندازه باراني شوي
باراني بهاري كه رعد و برق هاي دهشتناك آنرا دلهره آور نكند
باراني كه بتوان زير نم نم آن بدون چتر با دوست خلوت كرد.

تقدیم به علی عزیزم.


| Design By : Night Skin |



